دیدین بعضی پیرمردا انسداد ادرار دارن. گریه می افتن تا یه قطره شاش بیاد.
من انسداد مسنجر دارم. با هر کی پرترم از حرف، کمتر چتم می آد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 14:51 توسط خر بی طویله
|
عطف به گفته گربه هه:
یه وقت از سر انجام وظیفه پول می گیری. یه وقت پول می دی که حالش رو ببری. فرق قیمتش رو فقط اون کسی می فهمه که اون زیر داره دست و پا می زنه!
+
نوشته شده در شنبه 8 مهر1385ساعت 13:22 توسط خر بی طویله
|
من نمی دونم چرا مسملونا اینقدر بی ادبن ... "بهشت لای پای مادران است" یعنی چی؟؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه 8 مهر1385ساعت 13:2 توسط خر بی طویله
|
حتماً نباید جراح مغز باشید که بفهمید چرا همسرتون روزی سه بار حموم می ره و تن و بدنش عین دستای مکبث تمیز نمی شه. حتماً نباید دونه دونه موهای زائد دلبندتون رو شمرده باشین تا بفهمین چرا یه بارکی به اهمیت اپیلاسیون بهداشتی پی برده. حتماً نباید وزیر راه ترابری باشین که بفهمین که چرا عزیز دلتون توی ترافیک هایی گیر می کنه که رادیو پیام هم ازش خبر نداره. حتماً نباید شامه سگ سانان رو داشته باشین تا بوی عطر و ادکلن نا آشنا رو روی زیرپوش نازنینتون بشنوین. حتماً نباید مهندس مخابرات باشین که بفهمین با کسی که اشتباهی زنگ می زنه چهل و پنج دقیقه گل نمی گن و بخندن. حتماً نباید متخصص قلب و عروق باشید که بدونین سر و گردن و سینه آدم بیخود و بی گناه کبود و لک لک نمی شه.
ولی حتماْ باید عقب افتاده باشین که بعد از اون چیزا به همسرتون بگین ... تو مال خودت رو بگو تا من مال خودم رو بگم.
عقب افتاده تر هستین که اگه در جواب این سئوال مال خودتون رو بگید.
عقب افتاده تر تر هستین اگه اون مال خودش رو گفت شما هم مال خودتون رو بگید.
عقب افتاده تر تر تر هستین اگه ازتون سئوال کردن خیانتی نکرده باشین که اعتراف کنین.
از اون بدتر هستین اگه که اون مال خودش رو گفت شما حتی نتونین یه چیزی تخیلی ببافین و بگین.
عقب افتاده ترین هستین اگه بعد از اینکه تو-بگو و من-بگو و جنگ و دعواهای بعدش تموم شد ... قول بدید که دیگه تکرار نمی کنید!
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 1:56 توسط خر بی طویله
|
...
خواهم که در اوج هوس
در خلوتی یادم کنی
باده زنی خوابت برد
از ذهن خود پاکم کنی
....
من چرا این زنها رو درک نمی کنم؟ کی می خوان فرق مشغولیات ذهنی و آلت ذخیره اطلاعات رو بفهمن؟
+
نوشته شده در یکشنبه 26 شهریور1385ساعت 14:16 توسط خر بی طویله
|
به آب نرسیده شلوارت رو نکن!

+
نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1:40 توسط خر بی طویله
|
یه تیکه دیگه از این کیک زرد براتون بذارم با چایی تون بخورین؟ تازه است ها. همین یه ساعت پیش خود رئیس جمهور غنی اش کردن.
پس از این حضرت محمدمان بخورین. تازه بعثت شده. تو دهن آب می شه.
+
نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت1385ساعت 20:42 توسط خر بی طویله
|
یادت می آد وقتی تو شیش سالت بود و من هفت سالم با هم تفنگ بازی می کردیم. یادت می آد تیر من خطا می رفت و تو به من تیر می زدی و من می مردم و اونوقت مجبور بودی با بوس جای تیر رو خوب کنی تا زنده شم؟ یادت می آد که بعضی وقتا با اولی و بعضی وقتا با دوومی زنده می شدم؟
حالا مرتب تو ذوق من بزن.
وقتی من و تو یه همچین خاطره به این قشنگی داریم دیگه چه اهمیتی داره که توی ۲۰ سالگی با هم آشنا شدیم یا دیرتر؟!
+
نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 10:50 توسط خر بی طویله
|
من از انرژي هسته اي که حق مسلممه مي گذرم و جاش يه طويله مي خوام
+
نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 13:20 توسط خر بی طویله
|
این حرف گربه هه یادم انداخت که بپرسم یادته مرتب از خاطرات خوشمون تعریف می کردی و من یادم نمی اومد؟
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن1384ساعت 16:47 توسط خر بی طویله
|